فیلمنامه موفق

در این نوشته به رازی درباره صفحات اول یک فیلمنامه موفق می پردازیم.

یک فیلم را می توان به یک پارک تفریحی تشبیه کرد. شغل شماره یک؟ مخاطبان خود را وارد گاری کنید.

شاید در مورد “تصاویر افتتاحیه” که لحن و ژانر را تعیین می کنند ، “قلاب هایی” که مردم را به درون خود می کشد و “تحریک حوادث” در آموزش های دیگر خوانده باشید.

که در واقع این ها داستان را ایجاد می کنند و قوام می بخشند.

اما شرط می بندم هیچ کس به شما اسرار ۱۰ صفحه اول را نگفته است

– چگونه می توانید توجه مخاطب را جلب کنید ؟

چگونه آنها را “سوار گاری” می کنید اگر که آماده سوار شدن هستند؟

 

رازهای نوشتن فیلمنامه بلند

 

اما اول ، یک هشدار !

آگاهی از تکنیک هایی که  در این مقاله فاش می شود ممکن است توانایی شما را برای بروز دادن خود در فیلمنامه کاهش دهد.

هنگامی که پشت پرده را نگاه کردید و دیدید که چگونه این راز انجام می شود ، هرگز نمی توانید “نگاه نکنید”.

داستان های سینمایی فراتر از اتفاقاتی هستند که فقط اتفاق می افتند ، سپس این اتفاق می افتد ، و سپس اتفاق دیگر می افتد.

آنها بسیار متفاوت از چنین روایت های گاه به گاه هستند.

آنها امور کاملاً متشکل از ساختارشان هستند.

همانطور که ویلیام گلدمن در کتاب خود ماجراهای در تجارت صفحه نمایش نوشت ، “فیلمنامه ها ساختار هستند!”

خوشبختانه موضوع آنقدرها که فکر می کنید پیچیده نیست.

این مقاله را هم بخوانید:  ژانرهای اصلی سینما چیستند؟ / تعریف کامل

در واقع ، کل ساختار داستان در حول یک مفهوم اساسی و به راحتی قابل فهم  یا همان سوال دراماتیک مرکزی می چرخد.

می دانید ، سوالی که در ۲۰ کلمه یا کمتر به قلب داستان شما می رسد.

این را در فیلمنامه های موفق می توان دید.

 

سوال دراماتیک مرکزی

سوال اصلی نمایشی در پرده یک تنظیم و مطرح می شود ، در پرده دو مورد کاوش و بهره برداری قرار می گیرد و در آخر در پرده سه پاسخ داده می شود.

این خواسته یا نیاز مخاطب است که می داند چگونه به این سوال پاسخ داده می شود و آنها را درگیر می کند.

پس از پاسخ به سوال نمایشی اصلی ، توجه مخاطب آزاد می شود و سواری تمام می شود!

شاید بتوانید یک یا دو فیلم را به یاد بیاورید که در آن سوال اصلی دراماتیک به طرز چشمگیری پاسخ داده شده بود ،

مخاطب خوشحال و آماده رفتن به خانه بود ، اما فیلم فقط مثل یک اسم حیوان دست اموز با انرژی ادامه می داد ، می رفت و می رفت. زیر لب ، از خود پرسیدی ، “آیا این فیلم تا به حال تمام شده است؟”

چه درسی می گیریم؟ وقتی سوال اصلی دراماتیک پاسخ داده شد ، داستان تمام می شود.

 

نکته ای برای نویسندگان تازه کار:

وقتی عمل یا کنش در حدود صفحه ۱۰ شروع می شود ، اگر مخاطب اهمیتی ندهد که چگونه ممکن است به سوال اصلی دراماتیک پاسخ داده شود ، فیلم نامه از قبل مرده است!

این مقاله را هم بخوانید:  مقایسه مسابقه جایزه و جشنواره فیلم

اما این فقط صفحه ۱۰ است.

وقتی فقط ۱۰ صفحه از داستان است ، چگونه فیلم نامه هنگام شروع مرده است؟

در مورد کنش بزرگ اواسط  پرده دوم چطور؟ و پیچش بزرگی که در پایان پرده سه وجود دارد؟

با عرض پوزش ، اما هیچ کس به این دو پرده اهمیتی نمی دهد. شما هرگز آنها را وارد گاری نکردید ، و مخاطب در حال حاضر از ایستگاه اول خارج نشده است!

از طرف دیگر ، اگر مخاطبان شما واقعاً به این فکر کنند که چگونه ممکن است سوال اصلی نمایشی پاسخ داده شود ، چه می کنید؟

آره! آنها می خواهند هارولد و کومار خود را به قلعه سفید برسانند! مخاطبان فقط در گاری نیستند ، آنها آماده سوار شدن هستند و تا زمانی که در پایان پرده سه متوقف شوند ، در گاری می مانند و شما آنها را به سفر همراه قهرمان می فرستید.

 

پس راز فیلمنامه موفق چیست؟

چگونه مخاطب را به مراقبت  ماندن واداشته اید؟ چگونه آنها را “در گاری” پیدا می کنید؟

آیا این مسئله باعث می شود که سوال دراماتیک مرکزی به طرز چشمگیری از اهمیت برخوردار باشد؟

نه واقعا. چقدر اهمیت دارد که هارولد و کومار خود را به قلعه سفید برسانند؟

آیا این موضوع در مورد پر کردن ۱۰ صفحه اول با انفجار ، خون ، خونریزی ، جلوه های ویژه دیدنی و جذاب و یا جنسی است؟

جواب منفی است.

در حقیقت ، چنین شروع هایی برای فیلمنامه فوراً فیلمنامه را به عنوان کار یک آماتور نشان می دهد.

به تجربه های خود در تماشای فیلم هایی که قبلاً دیده اید ، نگاه کنید.

این مقاله را هم بخوانید:  چالش های حقوقی که مستندسازان باید بدانند / قوانین حقوقی فیلمسازی

چرا شما اهمیت می دادید که آیا قهرمان عملی را انجام داده است یا خیر؟

 

پاسخ چیست؟

پاسخ راز فیلمنامه موفق این است:

از آنجا که شما با یک قهرمان داستان ارتباط عاطفی ایجاد کرده اید و این ارتباط به طور تصادفی ایجاد نشده است بلکه نویسنده این ارتباط را ایجاد کرده است.

این راز “وارد کردن مخاطب به گاری” است.

برای جلب توجه به مخاطب ، باید یک رابطه عاطفی بین آنها و شخصیت اصلی وجود داشته باشد. همه چیز به روشی که من و شما و مخاطبانمان یک فیلم را تجربه می کنیم ارتباط دارد.

هنگام خواندن کتاب ، هرگز با خواندن اتفاقاتی که غافلگیر کننده ، تکان دهنده یا شگفت آور هستند ، از صندلی خود بیرون نمی پریم!

از طرف دیگر ، وقتی در یک سالن نمایش تاریک هستیم و یک فیلم  خوش ساخت را تماشا می کنیم ، بدن ما واکنش نشان می دهد.

ما واکنش نشان می دهیم ، زیرا چیزی بیش از یک مشاهده کننده هستیم.

از نظر احساسی ، ما کاملاً در آنجا هستیم.

 

پس باید در ۱۰ صفحه ابتدایی فیلمنامه کاری کنیم که مخاطب با قهرمان ما همراه شود.

این راز نوشتن صفحات ابتدایی و شروع یک فیلمنامه است.

 

 

برای دریافت مشاوره فیلمنامه بلند اینجا کلیک کنید و برای دریافت مشاوره فیلمنامه کوتاه اینجا کلیک کنید.

 

 

این مظلب به صورت اختصاصی برای دریچه سینما ترجمه شده است و هرگونه کپی برداری از آن غیر اخلاقی است.

 

لینک کوتاه این مطلب
این مطلب را به اشتراک بگذارید
ارسال دیدگاه

ورود

برای دسترسی به داشبورد اینجا کلیک کنید.

ما را دنبال کنید

لوگو اینستاگرام    لوگو تلگرام

مطالب سراسر وب